تجارت بازار فارکس می تواند بسیار پرسود باشد - به خصوص هنگامی که شما از ابزارهای مناسب استفاده می کنید. با این حال ، ده ها استراتژی مختلف ، شاخص های فنی و راه های بالقوه برای تجارت بازار فارکس وجود دارد. اگرچه ممکن است برای برخی از آنها بتوانند بازار فارکس را سودآوری کنند ، اما مطمئناً برای دیگران بسیار سخت است. در حقیقت ، تجارت بازار فارکس ممکن است برای مبتدیانی که هیچ سرنخی در مورد تجزیه و تحلیل فنی ندارند ، بسیار گیج کننده باشد. بنابراین ، درست است که باید قبل از فکر کردن در مورد غواصی در جزئیات تحلیل فنی ، اصول اولیه تجارت را تسلط داد.
در این بخش از محتوا ، من می خواهم شما را با یک سطح بسیار اساسی از تجزیه و تحلیل فنی آشنا کنم ، شما اهمیت بازه های زمانی مختلف و نحوه استفاده از آنها را در بازار فارکس درک خواهید کرد.
سبک های مختلف تجارت - شخصیت خود را مشخص کنید
در حقیقت ، تجارت یک فرایند خیلی منطقی نیست ، اگرچه ، از نظر تئوری ، چنین است. با این حال ، در واقعیت ، شما ابتدا باید قبل از ورود به بازار فارکس ، چه شخصیتی را بفهمید. سبک های مختلف معاملاتی زیادی وجود دارد که همه آنها در فرکانس ، حجم و اندازه موقعیت متفاوت هستند.
تجارت کوتاه مدت
تجارت روزانه ، تجارت و تجارت با فرکانس بالا و غیره کلیه معاملات کوتاه مدت. معاملات کوتاه مدت معمولاً توسط افرادی انجام می شود که تمام فعالیت های تجاری خود را در پایان روز به پایان می رسانند تا برخی از خواب های احیا کننده را دریافت کنند ، بدون اینکه نگران آنچه در حال حاضر با بازار و سرمایه گذاری های آنها اتفاق می افتد. علاوه بر این ، معاملات کوتاه مدت به افرادی که تمایل به بی تاب تر بودن دارند ، ایده های مختلف تجارت و عشق را برای تبدیل این ایده ها به موقعیت های بی شماری مناسب می کند. هدف از تجارت کوتاه مدت این است که سودهای مختلف کوچکتر در پایان روز به سود بزرگی تبدیل می شوند. فرکانس معاملات نسبتاً زیاد است ، در حالی که اندازه موقعیت نسبتاً اندک است. بنابراین ، تا زمانی که اکثریت معاملات شما سودآور باشند ، در نهایت درآمد کسب خواهید کرد.
معامله گران کوتاه مدت اغلب از نمودار روزانه به عنوان یک مرور کلی از این روند استفاده می کنند. سپس ، معامله گران روز باتجربه معمولاً از کلان به میکرو می روند. در نتیجه ، آنها به طور معمول نمودارهای 4 ساعته ، 1 ساعته و 15 دقیقه را کنترل می کنند. به عنوان مثال ، اگر یک تاجر روزانه تلاقی بسیاری از شاخص های مختلف را که نشان دهنده صعود برای نمودار روزانه است ، تشخیص دهد ، می تواند در نمودار 4 ساعته به دنبال استدلال های صعودی و نزولی باشد. اگر او در 4 ساعته استدلال های صعودی بیشتری نسبت به Bearish پیدا کرده است ، می تواند در نمودار 1 ساعته از همان تلاقی مراقبت کند. اگر 1 ساعت نیز صعودی باشد ، او می تواند منتظر نمودار 15 دقیقه ای باشد تا یک سطح ورودی کامل برای یک موقعیت طولانی داشته باشد. این می تواند شامل لمس کردن مناطق Oversold در RSI ، یک متقاطع صعودی در قسمت پایین MACD و همچنین رسیدن به یک منطقه پشتیبانی باشد.
این مهم است که تحقق یابد زیرا هرچه بازه زمانی بالاتر باشد ، نوسانات نسبی بزرگتر است. اگر نمودار روزانه نشان دهد که شمع نزولی در کوتاه مدت تشکیل شده است ، منجر به یک سری عظیم شمع های نزولی در نمودار 15 دقیقه می شود. اگر فقط بدون بررسی نمودار روزانه ، استدلال های صعودی را در نمودار 15 دقیقه ای تجارت می کنید ، می توانید ضرر و زیان گسترده ای ایجاد کنید اگرچه تجزیه و تحلیل اولیه شما در نمودار 15 دقیقه صحیح بود.
بنابراین ، داشتن یک مرور کلی از بازه های زمانی بالاتر ، معامله گران روز را قادر می سازد تا خطر فعالیت تجاری خود را به حداقل برسانند.
تجارت میان مدت
معاملات میان مدت برای کسانی است که نمی توانند چندین پوزیشن در روز را تحمل کنند و می توانند موقعیت های باز را هنگام خواب تحمل کنند. در واقع، داشتن پول در بازی در حالی که خواب هستید دیوانه کننده به نظر می رسد. با این حال، دستورات توقف ضرر شما را قادر می سازد تا ریسک خود را به حداقل برسانید. بنابراین، معاملات میان مدت هیچ جنبه منفی واقعی ندارد و در واقع به شما این امکان را می دهد که بدون کاهش میزان سود، فعالیت معاملاتی خود را در مقایسه با معاملات روزانه به شدت کاهش دهید. در واقع، معاملهگران نوسانی معمولاً اندازه موقعیتهای بسیار بزرگتر و تعداد معاملات بسیار کمتری دارند، به همین دلیل است که سود میتواند قابل توجه باشد، اگرچه شما به اندازه معاملهگران روزانه معامله نمیکنید.
با این وجود، معاملات نوسانی به این معنی نیست که شما باید کمتر کار کنید. این فقط به این معنی است که شما در واقع زمان بسیار بیشتری را صرف تجزیه و تحلیل ابزارهای سرمایه گذاری خود می کنید تا زمانی که واقعاً برای ورود به معاملات خود صرف می کنید. معامله گران سوئینگ اغلب به نمودارهای ماهانه، هفتگی و روزانه نگاه می کنند و به ندرت وارد معاملات می شوند. برای ارائه یک نمای کلی، معامله گران نوسانی اغلب تنها یک تا بیست معامله در سال انجام می دهند. اگر تنها زمانی وارد یک معامله میشوید که شاخصهای زیادی در یک راستا وجود داشته باشد و به بازههای زمانی بزرگتر نگاه کنید، فعالیت معاملاتی شما میتواند بسیار سودمند باشد. بنابراین، معاملهگران نوسانی اغلب از اندازه موقعیت بسیار بزرگتری استفاده میکنند، زیرا نسبت ریسک به پاداش آنها بسیار بیشتر است.
تجارت بلند مدت
تجارت بلندمدت واقعاً وجود ندارد، بلکه معمولاً به عنوان «سرمایهگذاری» شناخته میشود: اگر قصد دارید هر گونه اوراق بهاداری را برای سالها نگه دارید، عوامل جامعهشناختی، سیاسی و اقتصادی زیادی وجود دارند که از ظرفیتهای تحلیل فنی فراتر میروند. سرمایه گذاری بیشتر با تحلیل فاندامنتال انجام می شود.
نسبت ریسک به پاداش
نسبت ریسک به پاداش نشان میدهد که چقدر میتوانید از یک معامله درآمد کسب کنید در مقابل چقدر میتوانید از آن ضرر کنید. به عنوان مثال، اگر شما در حال معامله با یک الگوی مثلث نزولی هستید، پاداش شما هدف الگو است. اگر استاپ ضرر را دو درصد کمتر از سطح اولیه خود قرار دهید، ریسک شما دو درصد است. بیایید بگوییم که هدف الگو یک سود 50 درصدی است، که به این معنی است که نسبت ریسک به پاداش شما 25 به 1 است. البته این نسبت ریسک به پاداش عالی است و یک معامله عالی را ایجاد می کند، به خصوص اگر دارای اندیکاتورهای مختلف باشد. در همان جهت اشاره کنید
در هر صورت، همیشه باید به دنبال نسبت ریسک به پاداشی باشید که بیشتر از 1:1 باشد. نسبت ریسک به پاداش بسیار خوب 4:1 و بالاتر است.